خلاصه قسمت چهل و سوم سریال جواهری در قصر

با سلام

 

بانو چویی میگوید که شما نباید یانگوم را آزاد کنید در حالی که اسناد شاه را برداشته

 

www.musiic.blogsky.com 

 

ولی کاردار میگوید که نمیداند بانو چویی راجع به چه چیزی سخن میگوید و بانو چویی را بیرون میکند

 

 

وقتی یانگوم برمیگردد متوجه میشود که پزشکان دربار در پی رفع بیماری پادشاه هستند

 

 

 

بانو چویی به یولی و پزشک شاه  میگوید که اگر یانگوم ثابت کند که تشخیص اشتباه بوده دچار درد سر میشوند و بالاخره تصمیم میگیرند که به محافظ اسناد رجوع کنند

 

 

وزیر اگیو مو محافظ اسناد را میخواند و از او توضیح میخواهد....ولی محافظ میگوید که این مساله ربطی به شما نداره

 

 

این قضیه به گوش افسر مین میرسد توسط جاسوس داگو

 

 

 

ولی باز بانو چویی کار خودش را میکند (این رشوه عجب چیزه خوبیه نه؟)

 

 

حال پادشاه بسیار وخیم است و پزشک پادشاه امیدوار است که با غذا خوب شود

 

 

و همچنین جلسه ای با حضور کلیه پزشکان و افسر مین گرفته میشود و پزشک شاه وضع شاه را بازگو میکند

 

 

 

یانگوم با دوستش شین بی درد و دل میکند

 

 

رفتار یولی عجیب شده و همه از این موضوع اطلاع پیدا میکنند ....داروهایی که او درست میکند عوض شده اند...

 

 

 

یانگوم به محل داروخانه میرود و لیست داروها را میگیرد و میفهمد یولی بانوان درمان را معالجه نکرده

 

 

محافظ اسناد قضیه را به وزیر او میگوید و بعد از ترک آن وزیر او به پانسول چویی میگوید چه طور این کار را کرده..و پانسول چویی میگوید به خاطر مال و منال بوده...و بازم جاسوس داگو...

 

 

 

و بالاخره بانو چویی کار خودش را میکند و به ملکه گزارش میدهند و حکم اعدام یانگوم در شب همان روز صادر میشود

 

 

وقتی شب فرا میرسد

 

 

 

و روز میشود و پزشک اول دربار گیومیونگ دستگیر میشود (ای کشته که را کشتی...تا کی بکشد آن که تو را کشت)

 

 

 

و پزشک شاه تصمیم میگیرد که خانواده چویی را مقصر جلوه دهد و موفق میشود

 

 

 

 

بانو چویی پیش پانسول چویی میرود و میگوید با ید کاری کند ولی او میگوید پزشک ارشد برتری دارد و نمیتوانند این کار را بکنند

 

 

پزشک دربار در پی نجات یانگوم است و احساس گناه میکند

 

 

پزشکهای زن دربار از غیبت یانگوم اطلاع می یابند و به دنبال او میگردند

 

 

 

 

خبر بازداشت گیومیونگ به داگو هم میرسه

 

 

 

و بعد در صحنه آخر کارداران یانگوم را در داخل کیسه میاورند پیش ملکه و ملکه میگوید دلیل اینکه مرگش را به عقب انداخته اینه که گفته تشخیص بیماری پادشاه اشتباه بوده و شرط اینکه زنده بماند اثبات این قضیه است

 

 

 

نظرات 16 + ارسال نظر
فائزه چهارشنبه 17 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 01:12 ب.ظ http://successfulgirl.blogsky.com

عالی بود
ممنون

محسن چهارشنبه 17 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 11:12 ب.ظ

خیلی خوب بود اگه قسمت ۴۴ رو هم بذارید
ممنون

رسول چهارشنبه 17 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 11:21 ب.ظ

عالی بود قسمت بعدی رو هم بذارید
ممنون

وحید جمعه 19 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 12:21 ق.ظ

خیلی عالی بود ممنون

حسین جمعه 19 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 10:34 ب.ظ

عالی است ممنون

مهدی جمعه 19 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 10:47 ب.ظ

خوب بود خیلی ممنون

حامد جمعه 19 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 11:19 ب.ظ

عالی بود

علی یکشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 08:08 ق.ظ

عالی بود قسمت های بعدی رو زودتر بزارین

sara یکشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 11:52 ق.ظ

salam yekam mofasal tar benevis mamnoon

علی یکشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 08:13 ب.ظ

دست شما درد نکند

علی دوشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 09:11 ب.ظ

سلام.
ترکوندید والا.
حال کردم.
همه قسمت ها رو بزارید ممنون میشیم.

محسن دوشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 10:05 ب.ظ

عالی بود
خیلی ممون

آرش سه‌شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 05:16 ب.ظ

خیمی ممنون. لطفا قسمت بعد رو هم بذارید

مرجان جمعه 26 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 11:35 ب.ظ

واقعا زیبا بود . قسمت بعدی منتظریم.

محسن دوشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 07:09 ب.ظ

از ۲ هفته پیش تا حالا یه قسمت هم خلاصه نکردین

نعیمه سه‌شنبه 30 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 10:38 ق.ظ

الان چند روزه که منتظره قسمت بعدی هستیم. مظرات که زیاد هم شده

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد